
در جهان پرزرقوبرق فوتبال معاصر، جایی که «تصویر بازیکن» بر «عملکرد بازیکن» پیشی میگیرد، علی نعمتی یک آنتیتز تمامعیار است. در روزگاری که صفحات مجازی، تتوهای هندسی و مدل موهای رادیکال، عمل زیبایی و... بخشی از پروتکل ستاره شدن محسوب میشوند، پسر آفتابسوخته نیشابوری با سیمایی ساده و بیپیرایه، گویی از دل دهههای گذشته به مستطیل سبز امروز پرتاب شده و در هیاهوی برندینگ، به «اصالت سکوت» پناه برده است.
تجربه نعمتی در پرسپولیس، تراژدی «فقدان رسانه» بود. او روی سکوها پذیرفته نشد، نه صرفاً به خاطر نوسانات فنی، بلکه چون نخواست «کالا» باشد. او برای خوشایند هوادار، نه به داور پرخاش کرد و نه از رقیب، دشمنی کاذب ساخت. او در عصر فیلترهای اینستاگرامی، بدون روتوش زیست و تاوان این «معمولی بودن» را با بیمهری پرداخت. اما همین بازیکن که در تلگرام و اینستاگرام، سر نخواستنش دعواست، به شکلی پارادوکسیکال، معتمد تمام مربیان سختگیر سالهای اخیر بوده است؛ از یحیی گلمحمدی و اوسمار تا امیر قلعهنویی. راز این اعتماد را باید در زیست خاص او در زمین جستوجو کرد. نعمتی در بازی مقابل نیوزیلند، تازیانه کنایهها را بر گردهاش حس کرد، اما به جای فرافکنی، در بازی دشوارتر مقابل بلژیک، به «فلسفه استقامت» بازگشت. او که در فولاد یک مدافع مرکزی است، بدون شکایت در پست دفاع چپ مقابل غولهایی چون توماس مونیه ایستادگی کرد. نمایش او مقابل بلژیک، پیروزی «نجابت» بر «سلبریتیزدگی» بود؛ نعمتی به ما میآموزد که برای «سرنوشتساز بودن»، لزوماً نباید فریاد کشید یا در کانون توجه بود. او ثابت کرد که با تلاش و زحمت، میتوان حتی نامهربانی سکوها را جبران کرد. اصالت، تنها کالایی است که نیاز به تبلیغ ندارد؛ او نشان داد که گاهی «نامرئی بودن»، رادیکالترین فرم اعتراض به دنیای نمایشی و ویترینزده امروز است.