مسابقه یک شنبهشب تیم ملی فوتبال ایران برابر بلژیک، از آن دست بازیهای حیاتی و سرنوشتسازی بود که اهمیت فوقالعادهای در سرنوشت تیم ما داشت. بلژیک تیم بزرگ و سخت گروهمان بود و ما پس از آن که در بازی اول انتظارات را برآورده نکردیم، حالا باید با این رقیب نامدار روبه رو میشدیم. نگاهی به تاریخچه حضور ایران در ادوار گذشته جام جهانی، سنگینی این تقابل را بیشتر نشان میداد؛ چراکه ایران در تکتک ادوار قبل، بازی با بزرگترین تیم همگروه خود مانند انگلیس در جام 2022، اسپانیا در 2018، آرژانتین در 2014 و پرتغال در 2006 را باخته بود و هیچوقت نتوانسته بود از غولهای گروه امتیاز بگیرد. با این پیشینه بود که امتیاز گرفتن ایران از بلژیک در این مسابقه، بسیار پراهمیت و بهیادماندنی شد.
جایگزین خیابانی آمد
این مسابقه سرنوشتساز و مهم، سپرده شد به عباس قانع. این در حالی است که مسابقات تیم ملی ایران در رقابت مهم جام جهانی، بر اساس یک سنت نانوشته هیچگاه به نسل جدیدتر و جوانتر گزارشگران سپرده نمیشد و همیشه توسط قدیمیهایی مثل جواد خیابانی و پیمان یوسفی یا برندهای تثبیتشدهتری نظیر عادل فردوسیپور و محمدرضا احمدی گزارش میشد. قانع در حالی گزارش این مسابقه بزرگ را بر عهده گرفت که پیش از این حتی تجربه گزارش بازیهای حساسی مثل دربی پایتخت را هم در کارنامه نداشت و از جمله گزارشگران معتمد و ردهبالای رسانه ملی به شمار نمیرفت. با این حال، در روزگاری که جواد خیابانی نیز از قاب تلویزیون رفته، به نظر میرسد جایگاهی که قبلاً خیابانی داشت، به عباس قانع رسیده و حالا حضور او در رسانه ملی، احتمالا پررنگتر از گذشته خواهد بود. سبک دیشب او از هر زمان دیگری به آقاجواد نزدیکتر بود. او حسابی جملات انگیزشی بر زبان آورد و با نگاه حماسی و میهنپرستانه، انگار جایگزین جواد خیابانی شده بود.
جای حماسه همینجا بود
عباس قانع با ویژگیهایی که گفته شد، به طور کلی گزارشهای پرانتقادی دارد. هیجان گزارش او در بسیاری از موارد، از هیجان واقعی مسابقه بیشتر به نظر میرسد و با ستایشهای شگرف و واژگان مبالغهآمیز، مورد پسند خیلی از تماشاگران فوتبال نیست. او خصوصاً در تعریف و تمجید از تیمهای پرهوادار، اسراف میکند و به این دلایل، از جمله گزارشگران محبوب عامه فوتبالدوستان محسوب نمیشود. با این حال، گزارش عباس قانع در رقابت یک شنبهشب که مهم ترین بازی عمر کاریاش به شمار میآمد، کمانتقاد بود و خصوصاً به قدری که در بازیهای دیگر مورد نقد کاربران شبکههای اجتماعی قرار میگیرد، واکنش منفی نگرفت. بخشی از نظرات یادشده هم توسط کاربران سلطنتطلب (خصوصاً در توئیتر) و به خاطر اشارههای قانع به کودکان شهید میناب و ماجرای پرچم فیک در ورزشگاه ثبت شده بود. در مقابل، بزرگترین مزیت گزارش دیشب قانع، آن بود که جملات حماسی و میهنپرستانه او، دقیقاً در جای درست خود خرج شدند و این مسابقه خاص، این نوع ادبیات را میطلبید؛ یک بازی بسیار سخت که در آن یوزهای ایرانی سلحشورانه دفاع میکردند و اتفاقاً موفق هم بودند. خصوصاً به این دلیل که موفقیت ایران در گرفتن امتیاز از تیم سخت گروه، فقط متکی بر شانس نبود، بلکه تیم در دفاع خوب، محکم و فداکارانه بازی میکرد و در چنین موقعیتی، حماسه و میهنپرستی جواب میداد. او عباراتی مثل «غول بلژیکی در زنجیر پسران ایرانی» به کار میبرد و حتی در لحظاتی مثل فریاد «تو رو خدا اون جا نگهش ندار» که به بازیکنِ در حالِ حفظ توپ ایران در جلوی محوطه جریمه خودی گفت و حسوحال لحظه را کاملاً منتقل کرد، ناگهان خیلی غریزی میشد! در مسابقه ایران و بلژیک، حتی فریادها و هیجان زیاد عباس قانع روی بازی مینشست، چون خیلی از صحنههای بازی واقعاً تماشاگران پای تلویزیون را جان به لب کرده بود! با این حال، همچنان عدهای از مخاطبان نیز معتقد بودند او زیادهروی کرده و این میزان از حماسه در گزارش یک مسابقه فوتبال لازم نیست؛ اتفاقی که البته طبیعی است و هیچگاه نمیشود همه تماشاگران را راضی کرد. در این میان البته یک ایراد فنی هم در گزارش عباس قانع وجود داشت. او به قدر کافی روی نام بلژیکیها تسلط نداشت و با واژگان کلی مثل «بازیکنان بلژیک»، «بلژیکیها» یا «اونا» عملکرد تیم حریف را توصیف میکرد.
رفت و برگشت قانع به سیما
عباس قانع گزارشگر 41 ساله یزدی، از جمله چهرههای پرانرژی و متفاوت نسل جدید گزارشگران فوتبال در صداوسیماست. او که بیش از هر چیز به خاطر سبک گزارش پرهیجان، فریادهای بلند و استفاده از تکیهکلامهای خاص و حماسی شبیه به گزارشگران عربزبان شناخته میشود، در ابتدا با گزارش زنده مسابقات فوتبال خارجی در سایت ورزش سه و پلتفرم آنتن معروف شد. آن فضای اینترنتی و خصوصاً شبکه اجتماعی اینستاگرام، جایی بود که این سبک گزارش خیلی در آن جواب میداد؛ چراکه اینترنت و خصوصاً شبکههای اجتماعی، جایی است که برای دیده شدن باید محتوای وایرالی داشت و سبک قانع، دقیقاً مطابق خصوصیات و ویژگیهای وایرال شدن بود. بعد از چند سال فعالیت در فضای مجازی، برای آن برهه زمانی که تلویزیون میخواست از وداع عادل فردوسیپور و مزدک میرزایی دو چهره مهم گزارشگری آن زمان لطمه نبیند، عباس قانع به تلویزیون و شبکه سه دعوت شد و اتفاقاً در اوایل بسیار توجهات را جلب کرد، اما بعد از مدتی از تلویزیون کنار گذاشته شد. او حالا چند وقتی است که دوباره برگشته و این روزها از معدود گزارشگران تلویزیون (و چه بسا پلتفرمها) به شمار میرود که برای خودش پرسونای روشنی دارد و طرفدارانی برای خود دستوپا کرده، هرچند که هنوز بسیاری از مخاطبان گزارشهای او را نمیپسندند.

وامگیری از مکتب حماسیِ عربی
الگوی گزارش عباس قانع را بیش از هر چیز باید در اتمسفرِ منحصربهفرد گزارشگری جهان عرب جستوجو کرد که در آن، گزارشگر فوتبال گاه به راوی حماسی مسابقه تبدیل میشود و گویی مسابقه را دراماتیزه میکند. در رسانههای عربی خصوصاً جایی چون beIN Sports که بریدههایش در فضای مجازی فارسیزبان هم زیاد وایرال میشود، فوتبال گاهی به مرز یک تئاتر شنیداری میرسد و گزارشگران با استفاده از واژگان مسجع و نوسانهای ناگهانیِ حنجره، حتی یک مسابقه کسلکننده را به یک نبرد گلادیاتوری تبدیل میکنند! گاهی به نظر میرسد عباس قانع هم تلاش دارد تا این فرمول هیجان و مبالغه را از ساختارِ گزارشهای عربی وام بگیرد و آن را به تلویزیون کشورمان بیاورد. این روند اگرچه در مسابقات عادی با مقاومت و پسزدگی مخاطب ایرانی مواجه میشود، اما در تقابلهای ملی و حماسی، به هدف میخورد و جذابیت دارد.