printlogo


درآمد دلاری با پرورش مار!
شایان اله آبادی  |  روزنامه‌نگار

 دنیای خزندگان پر از راز، سکوت و ترس است. موجودات عجیبی که بیشتر ما از آن‌ها می‌ترسیم. هرگز فکر نمی‌کردیم روزی آدم‌هایی پیدا شوند که مار، آفتاب‌پرست و مارمولک‌های بزرگ را به عنوان حیوان خانگی بپذیرند و دوستشان داشته باشند. حتی تماشای مستندی از خزندگان هم باعث می‌شد حس ترس‌مان شعله ور شود و فقط با لاک‌پشت‌های بی‌آزار می‌توانستیم ارتباط بگیریم. حتی تماشای مارگیرهایی که در فلوت می‌نواختند تا مار کبرا از سبد بیرون بیاید، برایمان دنیایی جادویی داشت. اما امروز می‌خواهیم پا به این دنیای پر از ابهام بگذاریم و به سراغ کسی رفته‌ایم که عاشقانه از این حیوانات نگهداری می‌کند. کاظم شریف، خزنده‌شناس ماجراجویی است که با تارانتولاها و عقرب‌ها زندگی می‌کند و از این همزیستی عجیب و دلهره‌آور لذت می‌برد.

​​​​​​​
از سودای دایناسور تا زخم زبان آشنایان
آقای شریف که 44 سال دارد درباره شروع کارش و جرقه علاقه‌اش به خزندگان می‌گوید: « بیش از دو دهه است که به عنوان خزنده‌شناس، عکاس ماجراجو و محقق بندپایان فعالیت می‌کنم. جرقه این علاقه از بچگی زده شد. پدرم کتابی درباره دایناسورها داشت که خیلی از آن خوشم آمد. در چهار سالگی فهمیدم دایناسورها منقرض شده‌اند، بنابراین سراغ شبیه‌ترین موجودات به آن‌ها یعنی خزندگان رفتم. نگهداری تخصصی خزندگان را 30 سال پیش شروع کردم. آن زمان در ایران این موضوع جا نیفتاده بود و من خزندگان را از آلمان می‌آوردم. کسی نمی‌پذیرفت که خزندگان می‌توانند حیوان خانگی باشند و همه دید منفی داشتند. هر کسی با خانواده ما در ارتباط بود، می‌گفت: «بچه‌ات دیوانه شده، ببرش روان‌پزشکی!» اگرچه خانواده‌ام حمایت می‌کردند اما بیشتر اطرافیان و آشنایان بودند که مسخره می‌کردند و می‌گفتند این همه حیوان، چرا رفتی سراغ خزندگان؟ درمجموع در این 30 سال حرف‌های زیادی شنیده‌ام.»


پایان بیل و چوب؛ آشتی با طبیعت ناشناخته 
این خزنده شناس درباره ترس مردم از خزندگان و نقش آن‌ها در اکوسیستم می‌گوید: «من در کودکی بسیار بیش‌فعال بودم و کلا ترسی نداشتم. همیشه یا بالای درخت بودم یا با بیلچه دنبال فسیل دایناسور می‌گشتم. ترس، بخشی از طبیعت است؛ خزندگان چون برای مردم عادی «ناشناخته» مانده‌اند، باعث ترس می‌شوند و این کاملا عادی است. اما من تمام تلاشم را می‌کنم تا فرهنگ‌سازی کنم و نشان دهم این موجودات ترسناک نیستند و برای طبیعت مفیدند. بدون خزندگان، اکوسیستم از تعادل خارج می‌شود. نسل جدید بسیار آگاه‌تر شده است، برخلاف نسل قدیم که هر حیوانی را می‌دیدند با چوب و بیل آن را می‌کشتند و همین باعث می‌شود فرهنگ‌سازی راحت‌تر و بهتر انجام شود. درباره نگهداری، برخی مارهای غیرزهری را می‌توان به عنوان حیوان خانگی نگه داشت. من مارهای زهری هم دارم اما بیشتر برای درمان یا نجات یافتن پیش من هستند. نگهداری مار زهری را به کسی توصیه نمی‌کنم، اما مارهای غیرزهری را می‌شود به عنوان حیوان خانگی نگهداری کرد، تازه بازار جهانی خوبی دارند و می‌توانند برای مردم ایران یک فرصت عالی برای درآمد دلاری باشند.»


در دل طبیعت با تجهیزات سبک
کاظم شریف درخصوص نحوه ورود به زیستگاه‌های بکر و چالش‌های عکاسی می‌گوید: «قبل از ورود به هر زیستگاهی مطالعه می‌کنم. ابتدا از محلی‌ها می‌پرسم و بعد با کسانی که قبلا آن جا بوده‌اند صحبت می‌کنم. الان با دسترسی آزاد به اینترنت راحت می‌توان افرادی را که هم فکرت هستند پیدا کرد و لوکیشن‌های دقیق را گرفت. در حال حاضر چون در مالزی زندگی می‌کنم و تجهیزات عکاسی حرفه‌ای بسیار سنگین است، معمولا با موبایل خودم از سوژه‌ها فیلم کوتاه می‌گیرم. این جا لوکیشن‌های بی‌نظیری برای پرنده‌نگری و... هست اما به دلیل تجهیزات سنگین مثل سه پایه و دوربین، ترجیح می‌دهم راحت‌تر سفر کنم و از همان موبایل استفاده کنم.»


خیره به چشمان افعی دم عنکبوتی
آقای شریف در ادامه صحبت‌هایش به جذاب‌ترین گونه‌هایی که دیده، اشاره می‌کند و می‌گوید: «جالب‌ترین حیواناتی که دیده‌ام همین خزندگان هستند. آن‌قدر زیبایی و جذابیت دارند که می‌توانم ساعت‌ها تماشایشان کنم. زیباترین خزنده‌ای که در طبیعت دیدم، افعی دم عنکبوتی ایران است. یک بار آن‌قدر نشستم و نگاهش کردم که خود مار خسته شد و گفت پاشو برو! تقریبا تمام گونه‌هایی را که دوست داشتم در طبیعت دیده‌ام. فقط دوست دارم در طبیعت استرالیا مار تایپان و در آفریقا بلک مامبا را از نزدیک ببینم.»

قصه پرغصه مهاجرت 
آقای شریف با اشاره به دلایل مهاجرتش می‌گوید: « به آدمی مثل من که تحصیل‌کرده و متخصص این رشته هستم و می‌توانم ادعا کنم یکی از بهترین‌ها در دنیا هستم، مجوز کار در کشور خودم را نمی‌دهند. برای کار کردن در رشته خودت حتما باید به کسی وصل باشی. دلیل مهاجرت من همین بود که برای هر کاری سنگ جلوی پایت می‌انداختند.»

ماری به ارزش
 ۳۰ هزار دلار 

مورف‌های خاص بال‌پایتون حتی تا ۳۰ هزار دلار هم در جهان معامله می‌شوند. این کار می‌تواند ارزآوری فوق‌العاده‌ای برای کشور داشته باشد. خیلی از دوستانم در ایران دنبال مجوز تکثیر و پرورش هستند اما محیط زیست مدام آن‌ها را رد می‌کند، چون نه دانش کافی دارند و نه تمایلی به این کار و برایشان هم مهم نیست؛ همان‌طور که جنگل‌های شمال می‌سوزد و برای کسی اهمیتی ندارد».