وقتی می‌شنوم کسی موفقیتی کسب کرده ناراحت می‌شوم!

28 ساله ام. وقتی با دوستانم صحبت می‌کنم، یا در جمع آشنایان می‌شنوم یکی موفق شده، ازدواج کرده یا چیزی برای خودش خریده، احساس بی‌ارزشی می‌کنم. ناراحتم چرا من زندگی خوبی ندارم. گاهی هم احساس پوچی می‌کنم. راهنمایی کنید چه کنم؟

نویسنده: زهرا فولادی | روان شناس بالینی

مترجم:

​​​​​​​
مخاطب گرامی پیش از هر چیز لازم است بدانید احساسی که تجربه می‌کنید، در دنیای امروز بسیار رایج است. امروزه افراد به طور مداوم با موفقیت‌ها، ازدواج، پیشرفت شغلی و دستاوردهای دیگران روبه‌رو می‌شوند و همین موضوع می‌تواند زمینه‌ساز مقایسه و احساس نارضایتی از زندگی شود. اما آن‌چه در سوال شما جلب توجه می‌کند، بیش از آن‌که ناشی از شرایط زندگی باشد، به شیوه تفسیر ذهن شما از این اتفاقات مربوط است. به نظر می‌رسد موفقیت دیگران را به معنای شکست خودتان تعبیر کرده‌اید و ارزشمندی خود را به عواملی مانند ازدواج، موقعیت شغلی یا داشتن امکانات مادی وابسته کرده‌اید، در حالی که ارزش هر انسان بسیار فراتر از این دستاوردهاست. از سوی دیگر، ذهن شما بیشتر بر آن‌چه هنوز به دست نیاورده‌اید متمرکز شده و کمتر به توانایی‌ها، تلاش‌ها و پیشرفت‌های خود توجه می‌کند. این نوع نگاه، به مرور احساس ناکافی بودن، بی‌ارزشی و حتی پوچی را تقویت می‌کند. نکته مهم این است که احساسات ما تنها نتیجه اتفاقات بیرونی نیستند، بلکه تا حد زیادی از نوع نگاه و برداشت ما نسبت به آن اتفاقات شکل می‌گیرند. بنابراین، با اصلاح این نگاه، می‌توان احساسات و رفتارها را نیز تغییر داد. در ادامه به این نکات توجه کنید:
از مقایسه خود با دیگران پرهیز کنید
مقایسه کردن، یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد احساس بی‌ارزشی است. معمولاً ما فقط نتیجه و موفقیت دیگران را می‌بینیم، نه تلاش‌ها، شکست‌ها و سختی‌هایی که پشت آن قرار دارد. هر فرد شرایط خانوادگی، فرصت‌ها، توانایی‌ها و زمان‌بندی متفاوتی دارد، بنابراین مقایسه زندگی خود با دیگران، مقایسه‌ای منصفانه نیست. به جای این‌که از خود بپرسید «چرا من مثل دیگران نیستم»، از خود بپرسید «امروز چه کاری می‌توانم انجام دهم که یک قدم به زندگی دلخواهم نزدیک‌تر شوم». 
 احساس پوچی، فرصتی برای پیدا کردن مسیر زندگی 
احساس پوچی همیشه یک احساس منفی نیست. گاهی پیامی در خود دارد و از ما می‌خواهد دوباره به زندگی‌مان نگاه کنیم. شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که از خود بپرسید: «چه چیزی به زندگی من معنا می‌دهد؟ دوست دارم در آینده چگونه انسانی باشم؟ و چه اهدافی واقعاً متعلق به خود من هستند، نه صرفاً خواسته یا انتظار دیگران؟». هدف، لزوماً یک اتفاق بزرگ نیست. گاهی یادگیری یک مهارت، ادامه تحصیل، کمک به دیگران، پیشرفت در شغل، ساختن یک رابطه سالم یا حتی مراقبت بهتر از خود، می‌تواند به زندگی معنا ببخشد. زمانی که انسان مسیر و هدف شخصی خود را پیدا می‌کند، کمتر خود را با دیگران مقایسه می‌کند زیرا تمرکزش از زندگی دیگران به ساختن زندگی خودش معطوف می‌شود. داشتن هدف، حتی اگر کوچک باشد، به زندگی جهت می‌دهد و احساس امید، انگیزه و ارزشمندی را افزایش می‌دهد.
افکار خود را اصلاح کنید، نه فقط شرایط را
گاهی آن‌چه باعث رنج ما می‌شود، خودِ اتفاقات نیست، بلکه نوع فکر کردن ما درباره آن‌هاست. اگر با خود تکرار کنیم من از همه عقب مانده‌ام، چون هنوز ازدواج نکرده‌ام، پس زندگی موفقی ندارم یا موفقیت دیگران یعنی شکست من، طبیعی است که احساس غم، ناامیدی و بی‌ارزشی کنیم اما اگر این افکار را با دیدی واقع‌بینانه‌تر بررسی کنیم، احساسات ما نیز تغییر خواهند کرد. برای مثال، می‌توان به جای گفتن من هیچ موفقیتی ندارم، بگویید: «شاید هنوز به همه اهدافم نرسیده باشم، اما در مسیر رشد هستم و می‌توانم با تلاش به خواسته‌هایم نزدیک‌تر شوم.» زمانی‌که افکار ما واقع‌بینانه‌تر شوند، هیجانات منفی کاهش می‌یابد و رفتارهای سازنده‌تری مانند برنامه‌ریزی، تلاش و امیدواری جایگزین ناامیدی و انفعال خواهند شد.
قدردان داشته‌های خود باشید
ذهن انسان به طور طبیعی بیشتر بر کمبودها تمرکز می‌کند تا داشته‌ها. اگر هر روز چند دقیقه برای یادآوری توانایی‌ها، موفقیت‌های کوچک، روابط ارزشمند و نعمت‌های زندگی خود وقت بگذارید، به تدریج نگاه متعادل‌تر و واقع‌بینانه‌تری نسبت به زندگی پیدا خواهید کرد. قدردانی به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه کمک می‌کند در کنار سختی‌ها، نقاط قوت و فرصت‌های زندگی خود را نیز ببینید.
10 صفحه اول