لطفا تماشاگر نباشید!

چرا گاهی آن‌قدر در دنیای دیگران غرق می‌شویم که نقش اصلی زندگی خودمان را فراموش می‌کنیم؟

نویسنده: زهرا جلیلی هاشمی | روان شناس بالینی

مترجم:

ما در عصر حاضر، شاهد پدیده‌ای هستیم که روان‌شناسان آن را «زیستِ نمایشی» می‌نامند. هر روز، میلیاردها نفر در سراسر جهان، ساعت‌ها را صرف تماشای زندگی دیگران می‌کنند؛ از استوری‌های کوتاه اینستاگرام گرفته تا ویدئوهای پر زرق‌وبرق یوتیوب. اما خطر اصلی از جایی شروع می‌شود که مرز میان «تماشا» و «تجربه» کمرنگ شده و فرد، ناخودآگاه از نقش اصلی زندگی خود کناره‌گیری می‌کند تا به تماشاگر بی‌صدای زندگی دیگران تبدیل شود. 
​​​​​​​

 در تله‌ مقایسه‌ کاذب
 وقتی ما مدام در حال تماشای لحظات گلچین‌شده و ویرایش‌شده‌ زندگی دیگران هستیم، ناخودآگاه وارد یک بازی ناعادلانه می‌شویم: مقایسه‌ «پشت‌صحنه‌ پر هرج‌ومرج زندگی خودمان» با «ویترین‌های صیقلی زندگی دیگران». در روان شناسی، این فرایند می‌تواند منجر به کاهش شدید عزت‌نفس و ایجاد حس «کاستی» شود. فرد احساس می‌کند از دیگران عقب مانده، در حالی‌که حقیقت این است که او در حال تماشای یک «فیلم سینمایی» است، نه واقعیت. این فیلم‌ها به شکلی تدوین می‌شوند که سرشار از شادی، لذت و خوشبختی اند. اما واقعیت زندگی شامل شکست‌ها، خستگی‌ها و لحظات معمولی هستند که البته برای رشد انسان ضروری‌اند.
 چگونه بفهمیم در حال تماشا هستیم؟ 
نشانه اول| اولین نشانه، «خلأ حضور» است. یعنی زمانی‌که در یک لحظه‌ زیبا هستید، به جای آن‌که آن را با تمام حواس لمس کنید، بلافاصله به فکر این هستید که چگونه آن را برای دیگران به تصویر بکشید. در واقع، هدف شما از تجربه کردن، «ثبت کردن تجربه برای تماشا» است، نه خود تجربه. 
نشانه دوم| دومین نشانه، (تصمیم‌گیری بر اساس تایید) است. اگر انتخاب‌های شما (از نوع لباس گرفته تا مسیر شغلی) بیشتر بر اساس این است که «در چشم دیگران چگونه به نظر می‌رسم» تا این که «این کار با ارزش‌های درونی من همخوانی دارد»، شما در حال اجرای فیلمی هستید که کارگردانش جامعه و شبکه‌های اجتماعی هستند. 
سه قدم برای بازگشت به نقش اصلی 
برای گذار از تماشاگر به بازیگر اصلی، نیاز به یک «بازگشت آگاهانه» داریم. این کار با حذف تدریجی نویزهای بیرونی آغاز می‌شود. 
1 اولین قدم، تمرین جداسازی خود از تصویر مجازی است. باید یاد بگیریم که ارزش ما، به میزان تعامل، لایک و یا تماشای ما توسط دیگران بستگی ندارد. 
2 دومین قدم، تمرکز بر (تجربه‌های حسی) است. به جای این‌که از طریق صفحه نمایش، طعم غذا یا سرمای باد را درک کنیم، باید به بدن خود بازگردیم.
3 سومین قدم تمرین حضور در لحظه، قدرتمندترین ابزار برای بیرون کشیدن فرد از سینمای ذهنی و بازگرداندن او به صحنه‌ واقعی زندگی است. 
 بازگشت از دنیای نمایش به تجربه واقعی
زندگی، یک اثر هنری است که باید با تمام وجود در آن زیسته شود، نه اثری که فقط برای نمایش در گالری‌های مجازی ساخته شود. از شما می‌پرسم: اگر امروز تمام صفحه‌های نمایش خاموش شوند، چه چیزی از زندگی شما باقی می‌ماند؟ آیا شما کارگردان، نویسنده و بازیگر اصلی هستید، یا فقط تماشاگر غریبی که در میان شلوغی‌ها، زندگی‌اش را از دست داده است؟ زمان آن رسیده که از صندلی تماشاگر برخیزید و به میان صحنه بیایید. زندگی منتظر تماشای شما نیست؛ زندگی منتظر حضور شماست. 

10 صفحه اول