فرمول مراقبت از روان در برابر هجوم قیمت ها

این روزها وسوسه چک کردن مدام قیمت طلا و دلار سراغ بسیاری از ما آمده؛ هر چند مطالبه ثبات اقتصادی حق مردم است؛ اما باید بین حوزه نگرانی و منشأ اثر بودن تفکیک قائل شویم تا روان‌مان دچار فرسایش نشود

نویسنده: سید مصطفی صابری  |  روزنامه‌نگار

مترجم:

چشم‌هایش درست و حسابی باز نشده اما از همان لحظه بیدار شدن، انگشتش روی صفحه نمایش گوشی بی‌وقفه بالا و پایین می‌رود تا قیمت طلا و دلار را از چند کانال خبری پیدا و روی گروه‌های مختلف فامیلی و دوستانه فوروارد کند و بین روز هم مدام به همین کار ادامه می‌دهد. با هر خبری که روی گروه خانوادگی فوروارد می‌کند عده‌ای افسوس می‌خورند بابت یخچالی که مدت‌هاست می‌خواهند تهیه کنند و باز گران‌تر شد؛ گوشی که می‌خواستند ارتقا بدهند و ممکن نیست و... این‌ها ماجرای تکراری هزاران نفری است که سرمایه‌گذار حرفه‌ای نیستند، اما پس‌انداز خردی دارند و با افزایش قیمت طلا و دلار مدام سرمایه زندگی‌شان دستخوش چالش می‌شود. پدری که قرار است شش ماه دیگر جهیزیه دخترش را تکمیل کند، جوانی که برای خرید حلقه ازدواج ماه‌ها دویده و خانواده‌ای که برای درمان یک بیماری ناچار به تصمیم‌گیری درباره فروش اندک طلای خود هستند. این چرخه مداوم نگاه به قیمت‌ها، دیگر تلاشی ساده برای آگاهی مالی نیست؛ نوعی پاسخ ناخودآگاه به هراس از آینده است و تلاشی وسواس‌گونه برای ایجاد حس کنترل بر شرایط است. اما خروجی این رفتار تکراری، فرسایش آرام روان، احساس دائمی جا ماندن و مرور بی‌پایان تصمیم‌های گذشته است. 


اضطراب جا ماندن در بازار بی‌ثبات
افزایش قیمت طلا و دلار برای بسیاری از مردم فقط یک خبر اقتصادی نیست. این ارقام به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به هزینه خانه، درمان، ازدواج و... وصل شده‌اند. برای همین، نگاه‌کردن به نرخ‌ها همیشه از جنس کنجکاوی یا میل به سود نیست؛ گاهی تلاشی برای فهمیدن این است که «آیا هنوز از پس این هزینه برمی‌آیم؟» این وضعیت در طبقه متوسط فشار بیشتری ایجاد می‌کند. چنین خانواده‌هایی معمولا از بازار جدا نیستند و بخش مهمی از نیازهایشان با قیمت کالاها و دارایی‌ها تغییر می‌کند، اما آن‌قدر منابع ندارند که بتوانند به‌سادگی خودشان را در برابر نوسان‌ها ایمن کنند. پس‌انداز اندک آن‌ها ممکن است به شکل طلا، ارز یا پول نقد باشد و هر تصمیم درباره نگه‌داشتن یا فروختن آن، با نگرانی و تردید همراه شود. تلفن همراه و گروه‌های خانوادگی و دوستانه هم این فشار را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کرده‌اند. یک خبر در چند دقیقه میان افراد پخش می‌شود و هرکس تجربه و نگرانی خودش را به آن اضافه می‌کند. در این میان، دانستن قیمت با گرفتارشدن در چرخه اما بررسی نکردن تفاوت دارد. آگاهی می‌تواند به تصمیمی مشخص کمک کند، اما بررسی مداوم، وقتی تصمیم تازه‌ای در پی ندارد، بیشتر از آن‌که کنترل ایجاد کند، ذهن را در وضعیت آماده‌باش نگه می‌دارد. البته این رفتار را نباید به ضعف شخصی نسبت داد. بخشی از آن واکنشی قابل فهم به کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی اقتصادی به افراد وارد می‌کنند؛ اما پشت آن هر نیتی باشد پیامدها یکسان هستند. 


روانی که فرسوده می‌شود
تکرار این چرخه می‌تواند ذهن را در وضعیت آماده‌باش نگه دارد؛ حالتی که در آن فرد همیشه منتظر خبر بد بعدی است و احساس می‌کند اگر چند ساعت از بازار عقب بماند، فرصت مهمی را از دست خواهد داد. نتیجه فقط اضطراب درباره پول نیست. نگرانی می‌تواند تمرکز را کم کند، خواب را به هم بزند و توان فرد برای انجام کارهای روزمره را پایین بیاورد. کسی که مدام درگیر این پرسش است که «اگر قیمت‌ها دوباره بالا برود چه؟» ممکن است حتی هنگام کار، غذا خوردن یا گفت‌وگو با اعضای خانواده هم نتواند ذهنش را از قیمت‌ها جدا کند. فشار مالی گاهی تصمیم‌گیری را هم دشوارتر می‌کند. فرد ممکن است از ترس گران‌تر شدن، خریدی عجولانه انجام دهد یا در اوج نگرانی طلا و ارز خود را بفروشد و بعد با حسرت به تصمیمش نگاه کند. مرور مداوم گذشته، با جمله‌هایی مثل «کاش زودتر می‌خریدم» یا «کاش نمی‌فروختم»، احساس ناکامی و جا ماندن را بیشتر می‌کند. این حسرت فقط فردی نیست و در گروه‌های خانوادگی و دوستانه هم می‌تواند پخش شود. ادامه این وضعیت ممکن است گفت‌وگوهای خانوادگی، دورهمی و مهمانی، تصمیم‌های جمعی را هم تحت تاثیر قرار دهد. البته که نگرانی در شرایط بی‌ثبات اقتصادی واکنشی قابل فهم است و قرار نیست مردم بابت این موضوع ملامت شوند؛ موضوع این است که بدانیم با چک کردن بیشتر مشکلی حل نمی‌شود و حتی ممکن است روان ما و اطرافیان‌مان آسیب ببیند.   
​​​​​​​
قیمت‌ها را دنبال کنیم، 
اما زندگی را به آن‌ها نسپاریم 

اگر می‌خواهید در شرایط دشوار اقتصادی از سلامت روان‌تان مراقبت کنید  اولین قدم، پذیرفتن این واقعیت است که نگرانی‌تان بی‌دلیل نیست؛ اما این نگرانی به بررسی بیشتر قیمت‌ها نیاز ندارد. یادمان باشد، ماامکان نجات اقتصاد کل کشور را نداریم اما برای پیشگیری از نگرانی خود‌مان می‌توانیم اقدامی داشته باشیم. در این راستا می‌توان زمان مشخصی در روز برای دنبال‌کردن اخبار اقتصادی تعیین کرد و در باقی ساعات، اعلان کانال‌ها و گروه‌های خبری را بست. استفاده از چند منبع معتبر بهتر از چرخیدن میان ده‌ها کانال و دنبال‌کردن پیش‌بینی‌های تأییدنشده است. پیش از هر تصمیم مالی هم باید پرسید: آیا این تصمیم بر اساس نیاز و توان واقعی من گرفته می‌شود یا واکنشی به ترس از گران‌تر شدن است؟ 
برای خرید خانه، جهیزیه، درمان یا ازدواج می‌توان چند سناریو با توجه به توان مالی خانواده نوشت و تصمیم‌ها را به گام‌های کوچک‌تر تقسیم کرد. گفت‌وگوی صادقانه درباره محدودیت مالی، بهتر از پنهان‌کردن فشارها یا مقایسه با خانواده‌های دیگر است. در ضمن در گروه‌های خانوادگی و دوستانه، هر خبری ارزش فورواردکردن ندارد. انتشار مداوم خبر حتی درستش، پیش‌بینی‌های بدون منبع و تصاویر نگران‌کننده، اضطراب جمعی را بیشتر می‌کند. رسانه‌ها هم می‌توانند به جای تیترهای هراس‌افکن، درباره زمینه خبر، علت تغییر قیمت و محدودیت پیش‌بینی‌ها توضیح بدهند و میان خبر اقتصادی و توصیه مالی تفاوت بگذارند. در پایان قرار نیست مردم از اقتصاد بی‌خبر بمانند یا مطالبه ثبات اقتصادی را کنار بگذارند. مسئله این است که نگرانی را از حوزه اثرگذاری جدا کنیم: مطالبه‌گری و تصمیم‌گیری آگاهانه ممکن است، اما چک‌کردن لحظه‌ای قیمت‌ها، وقتی اقدام مشخصی به دنبال ندارد، فقط ذهن را فرسوده می‌کند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار