بعد از طلاق هم پدر و مادریم!

کودکان بیش از جدایی، از ناامنی، دعوا و بی‌ثباتی آسیب می‌بینند

نویسنده: دکتر الناز علوی | روان شناس و مدرس دانشگاه

مترجم:

برای بسیاری از افراد که مجبور به طلاق شدند این تصور وجود دارد که طلاق ضربه جبران‌ناپذیری به روان فرزندان وارد خواهد کرد اما نکته این‌جاست که برخلاف تصور، طلاق والدین لزوما بیشترین آسیب را به کودک نمی‌زند؛ آنچه کودک را بیشتر زخمی می‌کند، تعارض شدید، ناامنی عاطفی، بدگویی و رهاشدگی روانی است. یعنی اگر والدین از هم جدا شوند اما همچنان والد بمانند، می‌توان بخش زیادی از آسیب را کاهش داد.

​​​​​​​

 نیازهای اصلی کودک پس از طلاق
کودک در زمان طلاق بیش از هر چیز سه نیاز اساسی دارد:
*احساس امنیت
*احساس دوست‌داشتنی بودن
*اطمینان از این‌که تقصیر او نیست
کودک ممکن است طلاق را این‌گونه بفهمد:
«نکند من باعث این اتفاق شده‌ام؟»
«نکند یکی از آن ها را برای همیشه از دست بدهم؟»
«نکند دیگر کسی مرا مثل قبل دوست نداشته باشد؟»
پس وظیفه والدین این است که قبل از هر چیز، به این سه ترس پاسخ بدهند.

مهم‌ترین راهکارها برای کاهش آسیب کودک
1 کودک را از دعوای بزرگسالان 
دور نگه دارید

بزرگ‌ترین آسیب برای کودک، دیدن جنگ میان پدر و مادر است، نه صرفا شنیدن خبر جدایی. نبایدها: شاهد توهین، تهدید و تحقیر باشد، پیام‌رسان بین والدین شود، مجبور شود طرف یکی را بگیرد. کودک نباید سرباز جنگ والدین باشد؛ او فقط باید فرزند باقی بماند.
2 حقیقت را ساده، آرام و متناسب با سن کودک بگویید
نباید کودک را در ابهام نگه داشت. توضیح باید کوتاه، روشن و بدون جزئیات آسیب‌زننده باشد. مثلا:«ما تصمیم گرفته‌ایم جدا زندگی کنیم، اما هر دو پدر و مادر تو هستیم.» «این موضوع تقصیر تو نیست.» «ما هر دو دوستت داریم و از تو مراقبت می‌کنیم.»
نباید به کودک گفت: « پدرت ما را بدبخت کرد» «مادرت زندگی‌مان را نابود کرد» «تو باید بفهمی حق با کیست».
3 به کودک اطمینان بدهید که طرد نشده است
بچه‌ها در طلاق اغلب ترس از رهاشدگی دارند. باید مکرر و در عمل به آن ها نشان داد:دوست‌داشتنی هستند، هر دو والد همچنان در زندگی‌شان حضور دارند و رابطه عاطفی آن‌ها با پدر و مادر از بین نمی‌رود. فقط گفتن کافی نیست، ثبات رفتاری مهم است.
4 برنامه زندگی کودک را تا حد ممکن ثابت نگه دارید
هرچه تغییرات ناگهانی بیشتر باشد، اضطراب کودک بیشتر می‌شود. تا جایی‌که ممکن است این موارد را ثابت نگه دارید: مدرسه، ساعت خواب، برنامه غذایی، ارتباط با اقوام مهم و فعالیت‌های روزمره. 
کودک در بحران، بیش از هر چیز به «قاب قابل پیش‌بینی» نیاز دارد.
5 اجازه دهید کودک احساساتش را بیان کند
بعضی کودکان گریه می‌کنند، بعضی پرخاشگر می‌شوند، بعضی ساکت و گوشه‌گیر. نباید گفت: «گریه نکن، بزرگ شدی، این چیزها مهم نیست، باید قوی باشی».بهتر است بگوییم: «می‌فهمم ناراحتی، اگر عصبانی یا گیج هستی طبیعی است، می‌توانی درباره احساست با من حرف بزنی.»
6 والد خوب بودن را از همسر خوب بودن جدا کنید
ممکن است زن و شوهر نتوانند کنار هم بمانند، اما هنوز بتوانند والدین مسئول بمانند. این بلوغ روانی بسیار مهم است. شکست رابطه زناشویی نباید به تخریب رابطه والد-فرزندی تبدیل شود. کودک حق دارد هر دو والد را دوست داشته باشد. کودک نباید هزینه ناتوانی بزرگسالان در حل تعارض را بپردازد.
7 از بدگویی والد دیگر خودداری کنید
وقتی یکی از والدین، دیگری را تخریب می‌کند، کودک از درون دوپاره می‌شود. چرا؟ چون کودک خود را ترکیبی از هر دو والد می‌داند. پس وقتی شما پدر یا مادر او را تحقیر می‌کنید، بخشی از هویت کودک را زخمی می‌کنید. 
8 کودک را محرم اسرار خود نکنید
بعضی والدین پس از طلاق، کودک را جایگزین همدل بزرگسال می‌کنند. مثلا درددل کردن با کودک، گفتن مسائل خیانت، پول، دادگاه و اختلافات خصوصی، تکیه عاطفی افراطی به فرزند باعث می‌شود فشار روانی سنگینی به کودک وارد شود. کودک باید فرزند بماند، نه مشاور، نه قاضی و نه حامی عاطفی والد.
9 رابطه کودک با هر دو والد را حمایت کنید
اگر خطری مثل خشونت، اعتیاد شدید یا آزار وجود ندارد، حفظ ارتباط با هر دو والد به نفع کودک است. کودک نباید احساس کند برای دوست داشتن یکی، باید از دیگری فاصله بگیرد. 
10 اگر علایم هشدار دیدید، کمک تخصصی بگیرید
اگر کودک این نشانه‌ها را داشت، باید جدی گرفته شود: افت شدید تحصیلی، شب‌ادراری یا بازگشت به رفتارهای سنین پایین‌تر، پرخاشگری شدید، گوشه‌گیری و سکوت طولانی، اضطراب جدایی، اختلال خواب و کابوس، احساس گناه یا جملاتی مثل «همه‌اش تقصیر من است». در این موارد مشاوره کودک یا خانواده بسیار کمک‌کننده است. 
کودک به پدر و مادر کامل نیاز ندارد؛ به والدین بالغ، آرام و مسئول نیاز دارد. بهترین هدیه والدین در زمان طلاق، حفظ احترام، ثبات و عشق به فرزند است. اگر قرار است جدایی اتفاق بیفتد، مهم‌ترین مسئولیت ما این است که کودک را از میدان جنگ بیرون بیاوریم. فرزند ما نباید قربانی خشم، انتقام، تحقیر و بی‌ثباتی ما شود. او باید بداند که هنوز دوست‌داشتنی است، هنوز امنیت دارد و هنوز پدر و مادرش را دارد، حتی اگر این پدر و مادر دیگر زیر یک سقف زندگی نکنند. 
10 صفحه اول