بالاخره «سم» است یا «معجزه»؟!
هرهفته یک خوراکی«معجزه» یا «سم» میشود؛ چراتوصیههای تغذیهای مدام تغییرمیکنند؟نویسنده: اکرم انتصاری | روزنامه نگار
مترجم:
تقریبا هر هفته خبری تازه درباره یک ماده غذایی منتشرمیشود.یک روزتیترها ازفواید قهوه برای قلب و مغزمیگویند،روزدیگراز ارتباط آن با بیماریها. تخممرغ زمانی به افزایش کلسترول متهم بود، اما امروزه بسیاری ازمتخصصان مصرف متعادل آن را برای بیشتر افراد سالم بیخطر میدانند.کره، شکلات تلخ، نمک،گوشت قرمز وحتی پنیرنیزبارها درچنین چرخهای قرارگرفتهاند.این تغییرات باعث شده تا بسیاری ازمردم احساس کنند توصیههای تغذیهای دایما عوض میشوند ودیگرنمیتوان به آن ها اعتمادکرد.اما آیا واقعا دانشمندان هرچند سال یکبارنظرشان را تغییرمیدهند؟
چرا نتایج مطالعات با هم فرق میکنند؟
برخلاف آزمایش یک داروی جدید، بررسی تأثیرغذا برسلامت انسان کارسادهای نیست.دانشمندان نمیتوانند هزاران نفر را برای سالها درشرایط کاملا کنترلشده قراردهند وفقط یک نوع رژیم غذایی به آن ها بدهند. به همین دلیل، بخش بزرگی ازپژوهشهای تغذیهای ازنوع «مطالعات مشاهدهای» است؛ یعنی پژوهشگران الگوهای غذایی افراد را بررسی وآن ها را با وضعیت سلامتشان مقایسه میکنند. همه پژوهشها کیفیت یکسانی ندارند.یک مطالعه کوچک روی چند ده نفرممکن است نتیجهای متفاوت با پژوهشی داشته باشدکه دهها هزارنفررا طی سالها دنبال کرده است. به همین دلیل، متخصصان معمولاً بیش ازآن که به یک مطالعه واحد تکیه کنند، به مرورهای نظاممند و متاآنالیزها توجه میکنند؛ پژوهشهایی که نتایج دهها مطالعه را کنارهم قرارمیدهند. به همین دلیل است که توصیههای علمی گاهی تغییرمیکنند؛ نه به این دلیل که علم بیاعتباراست، بلکه چون شواهد جدید و باکیفیتتری به دست میآید.
رسانهها چه نقشی دارند؟
بخش دیگری ازاین سردرگمی به نحوه پوشش اخبارعلمی برمیگردد. فرض کنید مطالعهای نشان دهد افرادی که روزانه دوفنجان قهوه مینوشند، دریک گروه آماری خاص، اندکی کمتر به یک بیماری مبتلا شدهاند. این نتیجه لزوماً به معنای آن نیست که «قهوه ازبیماری پیشگیری میکند»، اما ممکن است تیتربرخی رسانهها چنین برداشتی را القا کند.گاهی نیزنتایج یک مطالعه اولیه، بدون اشاره به محدودیتهای آن، به عنوان یک حقیقت قطعی منتشرمیشود. شبکههای اجتماعی این چرخه را تشدید کردهاند. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی معمولا محتوایی را بیشترنمایش میدهند که احساسات یا کنجکاوی مخاطب را برانگیزد. به همین دلیل، تیترهایی مانند «این ماده غذایی قاتل خاموش است» یا «رازطول عمردراین نوشیدنی نهفته است» بیشترازیک توضیح علمی متعادل دیده میشوند.درچنین فضایی، یافتههای پیچیده علمی اغلب به پیامهایی ساده و قطعی تبدیل میشوند؛ پیامهایی که همیشه با واقعیت همخوانی ندارند.
چرا یک ماده غذایی گاهی«قهرمان» و گاهی«متهم» میشود؟
دربسیاری ازموارد، مسئله به خود ماده غذایی محدود نمیشود، بلکه به الگوی کلی تغذیه مربوط است. برای مثال، سالها تمرکز اصلی بر میزان چربی رژیم غذایی بود. اما پژوهشهای بعدی نشان دادند که نوع چربی اهمیت بیشتری از مقدارآن دارد. به همین ترتیب، مشخص شد اثریک ماده غذایی به آنچه جایگزینش میشود نیزبستگی دارد. پس مراقب ادعاهای مطلق مانند «معجزه»، «سم»، «کاملاً بیخطر» یا «کاملاً ممنوع» باشید. شاید مهمترین نکته این باشد که تغییر توصیههای تغذیهای، نشانه ضعف علم نیست؛ بلکه بخشی ازروند طبیعی پیشرفت آن است. علم با انتشارهر پژوهش جدید کامل نمیشود، بلکه بهتدریج و با کنارهم قرارگرفتن دهها وگاه صدها مطالعه، تصویری دقیقترازواقعیت به دست میآورد.
چرا نتایج مطالعات با هم فرق میکنند؟
برخلاف آزمایش یک داروی جدید، بررسی تأثیرغذا برسلامت انسان کارسادهای نیست.دانشمندان نمیتوانند هزاران نفر را برای سالها درشرایط کاملا کنترلشده قراردهند وفقط یک نوع رژیم غذایی به آن ها بدهند. به همین دلیل، بخش بزرگی ازپژوهشهای تغذیهای ازنوع «مطالعات مشاهدهای» است؛ یعنی پژوهشگران الگوهای غذایی افراد را بررسی وآن ها را با وضعیت سلامتشان مقایسه میکنند. همه پژوهشها کیفیت یکسانی ندارند.یک مطالعه کوچک روی چند ده نفرممکن است نتیجهای متفاوت با پژوهشی داشته باشدکه دهها هزارنفررا طی سالها دنبال کرده است. به همین دلیل، متخصصان معمولاً بیش ازآن که به یک مطالعه واحد تکیه کنند، به مرورهای نظاممند و متاآنالیزها توجه میکنند؛ پژوهشهایی که نتایج دهها مطالعه را کنارهم قرارمیدهند. به همین دلیل است که توصیههای علمی گاهی تغییرمیکنند؛ نه به این دلیل که علم بیاعتباراست، بلکه چون شواهد جدید و باکیفیتتری به دست میآید.
رسانهها چه نقشی دارند؟
بخش دیگری ازاین سردرگمی به نحوه پوشش اخبارعلمی برمیگردد. فرض کنید مطالعهای نشان دهد افرادی که روزانه دوفنجان قهوه مینوشند، دریک گروه آماری خاص، اندکی کمتر به یک بیماری مبتلا شدهاند. این نتیجه لزوماً به معنای آن نیست که «قهوه ازبیماری پیشگیری میکند»، اما ممکن است تیتربرخی رسانهها چنین برداشتی را القا کند.گاهی نیزنتایج یک مطالعه اولیه، بدون اشاره به محدودیتهای آن، به عنوان یک حقیقت قطعی منتشرمیشود. شبکههای اجتماعی این چرخه را تشدید کردهاند. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی معمولا محتوایی را بیشترنمایش میدهند که احساسات یا کنجکاوی مخاطب را برانگیزد. به همین دلیل، تیترهایی مانند «این ماده غذایی قاتل خاموش است» یا «رازطول عمردراین نوشیدنی نهفته است» بیشترازیک توضیح علمی متعادل دیده میشوند.درچنین فضایی، یافتههای پیچیده علمی اغلب به پیامهایی ساده و قطعی تبدیل میشوند؛ پیامهایی که همیشه با واقعیت همخوانی ندارند.
چرا یک ماده غذایی گاهی«قهرمان» و گاهی«متهم» میشود؟
دربسیاری ازموارد، مسئله به خود ماده غذایی محدود نمیشود، بلکه به الگوی کلی تغذیه مربوط است. برای مثال، سالها تمرکز اصلی بر میزان چربی رژیم غذایی بود. اما پژوهشهای بعدی نشان دادند که نوع چربی اهمیت بیشتری از مقدارآن دارد. به همین ترتیب، مشخص شد اثریک ماده غذایی به آنچه جایگزینش میشود نیزبستگی دارد. پس مراقب ادعاهای مطلق مانند «معجزه»، «سم»، «کاملاً بیخطر» یا «کاملاً ممنوع» باشید. شاید مهمترین نکته این باشد که تغییر توصیههای تغذیهای، نشانه ضعف علم نیست؛ بلکه بخشی ازروند طبیعی پیشرفت آن است. علم با انتشارهر پژوهش جدید کامل نمیشود، بلکه بهتدریج و با کنارهم قرارگرفتن دهها وگاه صدها مطالعه، تصویری دقیقترازواقعیت به دست میآورد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


