چرا همیشه یکی از ما بیشتر خسته است؟
بار ذهنی؛ مسئولیت نامرئیای که بسیاری از اختلافهای زناشویی را توضیح میدهدنویسنده: زهرا متقی شکیب | روان شناس و مدرس دانشگاه
مترجم:
اگر از شما بپرسند چه کسی کارهای جزئی خانه مثل خرید دستمال کاغذی یا پرداخت قبضها را برعهده دارد و این چیزها را به خاطر میسپارد، شاید پاسخ بدهید: «هر کسی که مسئول آن کار باشد.» اما روانشناسان و جامعهشناسان خانواده میگویند در بسیاری از خانهها، مسئله فقط انجام دادن کارها نیست؛ مسئله این است که چه کسی باید مدام به آنها فکر کند. همین «فکر کردن دائمی» چیزی است که امروز با عنوان «بار ذهنی» شناخته میشود؛ باری نامرئی که شاید دیده نشود، اما میتواند آرامآرام رابطهای عاشقانه را به رابطهای فرساینده تبدیل کند.
کارهای خانه فقط همان چیزهایی نیستند که دیده میشوند
وقتی درباره تقسیم کار خانه صحبت میکنیم، معمولاً تصویر شستن ظرفها، جارو کشیدن یا خرید کردن در ذهنمان شکل میگیرد. اما پیش از انجام هر کاری، مجموعهای از فعالیتهای ذهنی وجود دارد که معمولاً کسی آنها را نمیبیند:
تشخیص این که چه کاری باید انجام شود، به خاطر سپردن زمان انجام آن، برنامهریزی، هماهنگ کردن اعضای خانواده، پیگیری این که آیا کار واقعاً انجام شده است یا نه.
این فعالیتها انرژی روانی زیادی مصرف میکنند، حتی اگر هیچ حرکت فیزیکیای دیده نشود.
4 مرحلهای که هیچکس درباره آن حرف نمیزند
جامعهشناس آمریکایی، آلیسون دامینگر، در پژوهش خود درباره کار شناختی خانواده نشان داد که مدیریت خانه فقط انجام دادن کارها نیست؛ بلکه چهار مرحله شناختی دارد.
1 پیشبینی| یعنی قبل از این که مشکلی ایجاد شود، آن را حدس بزنیم.
2 پیدا کردن گزینهها| بعد از تشخیص نیاز، باید اطلاعات جمعآوری شود.
3 تصمیمگیری| از میان گزینههای موجود، باید انتخاب شود.
4 نظارت| پس از تصمیم، تازه مرحله آخر آغاز میشود.
این مرحله معمولاً بیشترین فرسودگی را ایجاد میکند، زیرا پایان مشخصی ندارد. اختلاف زمانی آغاز میشود که یکی از دو نفر احساس کند: «من تنها کسی هستم که باید همه چیز را به خاطر داشته باشم.»پشت این دعواها معمولاً یک سؤال عاطفی پنهان وجود دارد: «آیا من در این زندگی شریک دارم، یا همه چیز روی دوش من است؟»زمانی که یکی از زوجین احساس کند بار زندگی را به تنهایی حمل میکند، بهتدریج احساس قدردانی، صمیمیت و احترام کاهش پیدا میکند.
آیا تقسیم مساوی کارها راهحل است؟
نه همیشه. پژوهشها نشان میدهند آنچه بیش از همه رضایت زناشویی را پیشبینی میکند، احساس انصاف است، نه الزاماً تقسیم پنجاهپنجاه وظایف. ممکن است در یک خانواده یکی بیشتر آشپزی کند و دیگری بیشتر مسئول مسائل مالی باشد؛ اما اگر هر دو احساس کنند این تقسیمبندی منصفانه، شفاف و مورد توافق است، احتمال رضایت زناشویی بسیار بیشتر خواهد بود.
راهکارهای عملی
اگر احساس میکنید بار ذهنی زندگی مشترک ناعادلانه تقسیم شده است، این چند پیشنهاد میتواند کمککننده باشد:
1 فهرست نامرئیها را بنویسید
تنها کارهای فیزیکی را ننویسید؛ کارهای ذهنی مثل یادآوری، برنامهریزی، هماهنگی و پیگیری را هم ثبت کنید. بسیاری از زوجها تازه در این مرحله متوجه حجم واقعی مسئولیتها میشوند.
2مسئولیت را واگذار کنید، نه فقط انجام کار را
به جای اینکه بگویید: «لطفاً این بار قبض را پرداخت کن»، درباره مالکیت یک حوزه توافق کنید؛ مثلاً «از این پس تمام امور مربوط به قبوض با توست.» در این صورت، تشخیص زمان، برنامهریزی، اجرا و پیگیری نیز به همان فرد منتقل میشود.
3 جلسات کوتاه هفتگی داشته باشید
۱۵ تا ۲۰ دقیقه در هفته برای مرور برنامهها، نیازهای خانواده و تقسیم مسئولیتها زمان بگذارید. این گفتوگوهای منظم از انباشته شدن دلخوریها جلوگیری میکنند.
4 از درخواست کمک خجالت نکشید و انتظار ذهنخوانی نداشته باشید
هیچکس ذهن شریکش را نمیخواند. بیان روشن نیازها و انتظارات، نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی از مهارت ارتباط سالم است.
5 قدردانی را فراموش نکنید
وقتی زحمات نامرئی یکدیگر دیده و از آن قدردانی میشود، احساس همدلی و همکاری افزایش مییابد و انگیزه برای مشارکت بیشتر میشود.
مسئولیت فکر کردن
بسیاری از اختلافهای زناشویی نه از نبود عشق، بلکه از دیده نشدن تلاشهای نامرئی آغاز میشوند. رابطه زمانی احساس امنیت و صمیمیت بیشتری پیدا میکند که هر دو نفر، علاوه بر تقسیم کارهای قابل مشاهده، مسئولیت «فکر کردن به زندگی مشترک» را نیز با هم سهیم شوند.
کارهای خانه فقط همان چیزهایی نیستند که دیده میشوند
وقتی درباره تقسیم کار خانه صحبت میکنیم، معمولاً تصویر شستن ظرفها، جارو کشیدن یا خرید کردن در ذهنمان شکل میگیرد. اما پیش از انجام هر کاری، مجموعهای از فعالیتهای ذهنی وجود دارد که معمولاً کسی آنها را نمیبیند:
تشخیص این که چه کاری باید انجام شود، به خاطر سپردن زمان انجام آن، برنامهریزی، هماهنگ کردن اعضای خانواده، پیگیری این که آیا کار واقعاً انجام شده است یا نه.
این فعالیتها انرژی روانی زیادی مصرف میکنند، حتی اگر هیچ حرکت فیزیکیای دیده نشود.
4 مرحلهای که هیچکس درباره آن حرف نمیزند
جامعهشناس آمریکایی، آلیسون دامینگر، در پژوهش خود درباره کار شناختی خانواده نشان داد که مدیریت خانه فقط انجام دادن کارها نیست؛ بلکه چهار مرحله شناختی دارد.
1 پیشبینی| یعنی قبل از این که مشکلی ایجاد شود، آن را حدس بزنیم.
2 پیدا کردن گزینهها| بعد از تشخیص نیاز، باید اطلاعات جمعآوری شود.
3 تصمیمگیری| از میان گزینههای موجود، باید انتخاب شود.
4 نظارت| پس از تصمیم، تازه مرحله آخر آغاز میشود.
این مرحله معمولاً بیشترین فرسودگی را ایجاد میکند، زیرا پایان مشخصی ندارد. اختلاف زمانی آغاز میشود که یکی از دو نفر احساس کند: «من تنها کسی هستم که باید همه چیز را به خاطر داشته باشم.»پشت این دعواها معمولاً یک سؤال عاطفی پنهان وجود دارد: «آیا من در این زندگی شریک دارم، یا همه چیز روی دوش من است؟»زمانی که یکی از زوجین احساس کند بار زندگی را به تنهایی حمل میکند، بهتدریج احساس قدردانی، صمیمیت و احترام کاهش پیدا میکند.
آیا تقسیم مساوی کارها راهحل است؟
نه همیشه. پژوهشها نشان میدهند آنچه بیش از همه رضایت زناشویی را پیشبینی میکند، احساس انصاف است، نه الزاماً تقسیم پنجاهپنجاه وظایف. ممکن است در یک خانواده یکی بیشتر آشپزی کند و دیگری بیشتر مسئول مسائل مالی باشد؛ اما اگر هر دو احساس کنند این تقسیمبندی منصفانه، شفاف و مورد توافق است، احتمال رضایت زناشویی بسیار بیشتر خواهد بود.
راهکارهای عملی
اگر احساس میکنید بار ذهنی زندگی مشترک ناعادلانه تقسیم شده است، این چند پیشنهاد میتواند کمککننده باشد:
1 فهرست نامرئیها را بنویسید
تنها کارهای فیزیکی را ننویسید؛ کارهای ذهنی مثل یادآوری، برنامهریزی، هماهنگی و پیگیری را هم ثبت کنید. بسیاری از زوجها تازه در این مرحله متوجه حجم واقعی مسئولیتها میشوند.
2مسئولیت را واگذار کنید، نه فقط انجام کار را
به جای اینکه بگویید: «لطفاً این بار قبض را پرداخت کن»، درباره مالکیت یک حوزه توافق کنید؛ مثلاً «از این پس تمام امور مربوط به قبوض با توست.» در این صورت، تشخیص زمان، برنامهریزی، اجرا و پیگیری نیز به همان فرد منتقل میشود.
3 جلسات کوتاه هفتگی داشته باشید
۱۵ تا ۲۰ دقیقه در هفته برای مرور برنامهها، نیازهای خانواده و تقسیم مسئولیتها زمان بگذارید. این گفتوگوهای منظم از انباشته شدن دلخوریها جلوگیری میکنند.
4 از درخواست کمک خجالت نکشید و انتظار ذهنخوانی نداشته باشید
هیچکس ذهن شریکش را نمیخواند. بیان روشن نیازها و انتظارات، نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی از مهارت ارتباط سالم است.
5 قدردانی را فراموش نکنید
وقتی زحمات نامرئی یکدیگر دیده و از آن قدردانی میشود، احساس همدلی و همکاری افزایش مییابد و انگیزه برای مشارکت بیشتر میشود.
مسئولیت فکر کردن
بسیاری از اختلافهای زناشویی نه از نبود عشق، بلکه از دیده نشدن تلاشهای نامرئی آغاز میشوند. رابطه زمانی احساس امنیت و صمیمیت بیشتری پیدا میکند که هر دو نفر، علاوه بر تقسیم کارهای قابل مشاهده، مسئولیت «فکر کردن به زندگی مشترک» را نیز با هم سهیم شوند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


